ضرورت توجه به کلیت سیستم شهر

کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسون های جامعه سرمایه داری را«تخصصی شدن» می داند. هرکس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش می کند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند!

بحث ما در اینجا سرمایه داری نیست اما بحث بوروکراسی و در خود غرق شدن است. غرق شدنی که از آنچه در اطراف ما می گذرد بی خبریم و چنان غرق در کار شده ایم که نمی اندیشیم آیا کار ما محصولی برای دیگران خواهد بود یا خیر؟ حتی نمی اندیشیم این کار با چه هدفی انجام می شود و قرار است کدامیک از مشکلات و نیازهای جامعه مخاطب ما را برآورده سازد؟

ما تنها در انجام کار غرق شده ایم و نهایت آرزی ما این است که صرف کار خود را انجام دهیم فارغ از همبستگی و ارتباط آن با مراحل قبل و بعد.

ما برای خود برنامه ریزی می کنیم و طرح های مختلف تهیه می کنیم فارغ از آنکه آیا برنامه ریزی و طرح ما نیاز به برنامه ریزی بالادست و فرودست دارد یا خیر؟ آیا سطحی بالاتر و راهبردهایی کلی تر وجود دارد که بر برنامه ریزی و طرح ما تأثیر گذارد؟ یا آیا برنامه ریزی و طرح هایی فرودست تر لازم است تا برنامه ریزی ما به نتیجه دلخواه دست یابد؟

آیا برنامه ریزی در سطح شهر نیاز به برنامه ریزی در سطوح بالاتری همچون کشور و منطقه ندارد؟ آیا برنامه ریزی در سطح شهر نیازمند برنامه ریزی در سطح مناطق و نواحی شهرداری نیست؟

آیا تهیه طرح جامع در یک حوزه شهری نیاز به هماهنگی و برنامه ریزی در سایر حوزه ها ندارد؟ آیا می توان یک جزء از یک سیستم را برنامه ریزی و مدیریت نمود بدون آنکه به کلیت سیستم توجه نکرد؟

مسأله عدم توجه به کلیت سیستم شهری و نحوه ارتباط و هماهنگی آن، مشکلی است که گریبانگیر اکثر شهرهای جهان سوم می باشد. ما برای اجزاء مختلف شهر برنامه ریزی می نماییم بدون آنکه به ارتباط هر جزء با سایر اجزاء بپردازیم یا کارکرد کلی که از سیستم شهری انتظار می رود را مدنظر داشته باشیم. به عنوان مثال نسبت به تهیه طرح جامع حمل و نقل اقدام می شود بدون آنکه با سیاستها و راهبردهای طرح توسعه و عمران شهر توجه شود.

/ 0 نظر / 31 بازدید